گروه توسعه پايدار کشاورزان دشت گرمسار
تلفن: 5639-422-0232 فکس: 2954217-021 تلفن همراه: 09123327514

متن مصا حبه ی احمد طاهری (از اعضای گروه توسعه ی پایدار کشاورزان دشت گرمسار) با خانم لوانشی(کارشناس وخبره ی بیوتکنولوژی) در حاشیه ی کنفرانس حاکمیت غذا در کشور مالی مترجم: خانم د کتر رضوی
خانم لوانشی ضمن تشکر از وقتی که به ما دادید، من می خواستم یه دورنما وتعریف مختصری از اوضاع و احوال گیاهان تراریخته (ترانسژنیک) در دنیا داشته باشید.
می توانیم بگوایم تا سال 2006 در دنیا تقریبا 99 درصد گیاهان تراریخته که در بازار یافت میشوند چهار گونه ميباشند "سویا ،پنبه ،کلزا وذرت" .
این گیاهان توسط پنج شرکت چند ملیتی بزرگ شامل مونسانتو ،با یر ،سینجنتا ،دوپون و دو تولید میشوند.
چهار کشور در دنیا شامل آمریکا ، آرژانتین ، کانادا و چین این تو لیدات را انجام میدهند .
وعده ها و اهدا فی را که ابتدا از تولید تراریخته ها تایین کرده بودند مثل، مقاومت به خشکسالی ،مقاومت به شوری، افزایش راندمان......و خیلی قولها ی دیگه که در ده سال گذشته نتوانسته اند به هیچکام جامه ی عمل بپوشانند و بیشتر گیاها نی را که تا کنون در این را ستا تولید کرده اند یا مقاوم به آفاتند (حشره کش دارند) یا مقاوم به علف کش.
درست که فکر کنیم می بینیم در دنیا تنها 81 میلیون هکتار یعنی تنها 4/1 درصد از اراضی کشاورزی جهان به کشت گیاهان ترانسژنیک(تراریخته ها) تعلق دارند، وبیشتر هیاهو وتبلیغا ت تو خالی است. تنها چیزی که میتوانیم بگوئیم اینکه در این ده سال که از کشت تراریخته ها میگذرد هنوز چیزی به راندمان تولید اضافه نشده و مقدار مصرف حشره کش هم پائین نیا مده.
سوال بعدی را به این شکل مطرح میکنم ،ما میخواهیم مخاطرات جدی محصولات تراریخته را بدانیم و اینکه آیا مستنداتی در دست میباشد؟
وقتی که حامیان تراریخته ها ادعا می کنند که ما آن ژن مورد نظررا جدا کردیم این حرف درستی نیست و واقعیت ندارد. چون که وقتی یک ژنی (ژن مورد نظر) را جدا می کنید خودبه خود تغییراتی دراین ژن به وجود می آید واین ژن را که جدا کردیم به این صورت درطبیعت وجود ندارد و یک چیز طبیعی نميباشد.
آلودگی یکی از اثرات مضر محیط زیستی می باشد که تراریخته ها آن را به وجود می آورند. یعنی اینکه ازطریق بذرهاوگرده ها ئی که پخش می شوداین بذربه آن بذر وبالاخره ژن این بذرهای ترانس ژنیک به سایرگیاهان طبیعی سرایت خواهند کرد. وبرای همین است که اتحادیه اروپا یک تعریفی ازآلوده شدن به همین ترانس ژنیک ها دارند چونکه این آلودگی وجود دارد. وقتی که شما یک گیاه ترانس ژنیک بکارید طبیعی است که حتما آلودگی به وجود می آید ومتاسفانه تا اين لحضه اصلا نتوانستند جلوی این آلودگی را بگیرند.
سال2004-2003 به طورجدی تحقیقاتی درباره ی اثرات زيست محیطي ترانس ژنیک ها(تراریخته ها) منتشر شد. نکته ی جالب اینکه در همان اوایلی که تراریخته ها به صورت تجاری کشت شدند تقریبا ده سال پیش، چند تا تحقیق انجام شده بود که نشان می داد اینها اثرات زیست محیطی مخرب دارند. بعد از آن دیگر سروصدایش خوابید وتحقیقاتی که دنبال این مهم را بگیرد وجود نداشت و ندارد. این تحقیقات دوباره 3-2 سال پیش شروع و منتشر شدند ونشان داده شد که گیاهان ترانس ژنیک آلودگی به وجود می آورند.به عبارت دیگر گرده یا بذر آنها با گیاهانی از خانواده خود یا گیاهان از خانواده دیگر مخلوط می شوند.
این آلودگی که درموردش صحبت خواهيم کرد بر دو نوع است: عمودی و افقی . آلودگی عمودی از گیاهی به گیاه دیگر است. یعنی اینکه وقتی یک گیاه ترانس ژنیک درکناریک گیاه طبیعی قرارگیرد گرده ی آن وارد گیاه طبیعی شده و آن رانیز آلوده می کند. آلودگی افقی یعنی آلودگی از گیاه به موجود دیگری غیر ازگیاه مثلا باکتری داخل خاک ، ازگیاه ترانس ژنیک به باکتریهای داخل خاک انتقال میابد که متاسفانه چنین اتفاقی افتاده است.
نتیجه ی این آلودگی ،اثرات اجتماعی – اقتصادی سنگینی درپی خواهد داشت، چرا که اگرشما گیاه ترانس ژنیک بکارید نمی توانید ازآلودگی جلوگیری کنید به عبارتی اگر این را داشته باشید حتما آن را هم خواهید داشت . بنابراین می توان گفت که این نوع کشاورزی یک نوع کشاورزی تحمیلی(کشت زوری) می باشد یعنی وقتی گیاه ترانس ژنیک باشد بالاجبار آلودگی هم خواهد بود و نمی توان جلوی آن را گرفت.به زبان ساده تر، کشاورز حق انتخاب ندارد و نمی تواند کشاورزی دیگری غیر ازگیاهان تراریخته داشته باشد .
دو مثال دیگر ازاثرات سوء این گیاهان تراریخته وجود دارد. یکی اثراتی است که روی حشراتی غیرازحشره هدف می گذارند .مثلا شما یگ گیاه تراریخته دارید که قراراست روی حشره ی کرم ساقه خواربرنج اثربگذارد، اگراین گیاه روی هرحشره دیگری غیر ازاین حشره اثربگذارد ،آن حشره ،حشره ی غیرهدف است ،بعضی ازاین حشرات مفیدند مانند زنبورها،بال توری و... که گیاه ترانس ژنیک می تواند روی آنها نيزاثربدی بگذارند.
نمونه ی دیگراز اثرسوء این گیاهان تراریخته ،ایجاد مقاومت درآفات می با شد. مثلاهمین که گفتیم گیاهان تراریخته دونوع اند یک نوع که به علف کش مقاومند ویا خودشان آفت کش دارند. آنهایی که خودشان آفت کش دارند خود به خود موجب می شوند که یک سری ازآفات ها مقاوم شوند . مانند سموم و آفت کش هایی که اکنون داریم و خیلی ازآفات به آنها مقاوم شده اند. این هم دقیقا همین است یعنی آفت کش توی خود ژن و بافت گیاه است وآندسته ازآفاتی که زنده می مانند(نسبت به آفت کش درون گیاه تراریخته) از خود مقاومت نشان میدهند.
وچیزی که هست به محض اینکه این گیاه کشت شد ما دیگر کنترلی روی آن نداریم چرا که به راحتی می تواند روی گیاه دیگری که هیچ ارتباطی با آن ندارد بنشیند و می تواند حشرات مفید را هم ازبین برده و آفات را تقویت کند.
تحقیقات زیادی دراین زمینه انجام شده که با کاشت گیاهان ترانس ژنیک حشرات مفید ازبین می روند ونظم طبیعت بهم می خورد. واین دقیقا بر خلاف آن تبلیغاتی بود که صورت گرفته بود بویژه دراین زمینه که "می توان برای جلوگیری از بکارگیری سموم و کودهای شیمیایی" از این گیاهان استفاده نمود.
و ما ظرف این 6-5 سال اخیر شاهد مصرف مقدار زیادی حشره کش و سموم بوده ایم. ما محققین (خانم لوانشی) به طورکلی ميتوانيم نشان دهيم که تراریخته ها اثرات مثبتي برروی تنوع زیستی ندارند:
یکی به این دلیل که حشرات مفید را تهدید می کنند
. دوم اینکه آفت ها را مقاوم می کنند.
سوم اینکه بر خلاف تبلیغات شرکتهای ترانس ژنیک که همه شان ادعا می کنند که قرار است آفت کش ها کمتر مصرف شوند، مصرف بیشتر سموم بویژه آفت کش ها را باعث می شوند.
اثرات منفی بر روی همه چیز به ویژه سلامتی داشته و ایجاد آلودگی می کنند. امراضی همچون سرطان را موجب می شوند که آن را درموش به وسیله ی تزریقات انجام شده وانواع غذاهای(GMO یا تراریختها) داده شده ، دیدیم . و به ایجاد امراض گوناگون درموش پی بردیم.
آنچه که اکنون اهمیت دارد این است که کشورهایی که درحال کاشت و فروش این نوع گیاهان هستند به این آزمایشات خیلی تاکید و اشاره ندارند که مبادا جنبه ی منفی این کار لو برود . با وجود این تحقیقات بسیارزیادی تاکنون انجام شده است که اسناد ومدارک آنها موجود میباشد.
به غیرازاين دو مسئله اساسی درمورد تراریخته ها یعنی یکی اثرنامطلوب بر محیط زیست و طبیعت و دیگری به خطرانداختن سلامت انسان ،یک مسئله ی دیگرنیزوجود دارد که آن تاثیر بد آنها روی مراکزتنوع گیاهان اهلی شده می باشد. یعنی جایی که برای اولین بار یک گیاه اهلی شده است به عبارتی زیست گاه اصلی گیاه. به عنوان مثال گندم که زیست گاه اصلی آن، عراق و ایران است و ذرت که زیست گاه اصلی آن در مکزیک می باشد. اگراین مناطق آلوده شوند واقعا فاجعه است واین مشکل بزرگی می باشد.مثلا اگرذرت به واسطه ی ذرت ترانس ژنیک درایران آلوده شود، اتفاق خوبی نیست ولی اگر درمکزیک آلوده شود چون درزیست گاهش آلوده شده ، فاجعه رخ ميدهد، چرا که ما برای همیشه تنوع زیستی را ازدست ميدهيم .
این مسئله همین طورهم برای سویا وکلزا اتفاق افتاده است. واکنون می دانیم که در بازار کلزایی که آلوده نشده باشد تقریبا وجود ندارد و به سختی یافت می شود.چرا که این آلودگی پراکنده شده است.
خوب خانم لوانشی ما می دانیم که مدافعان گیاهان ترانس ژنیک توجیه خود را ازتولید این گیاهان براین مسئله استوارکرده اند که به خاطر فقرو گرسنگی که دردنیا وجود دارد و چون راندمان محصول کم است ما مجبوریم برای تولید بیشتر محصولات و نیز کاهش مصرف سموم به این گیاهان روی آوریم. می خواستم نظر شمارا در این رابطه به عنوان یک کارشناس خبره ی بیو تکنولوژی بدانم ؟
این ادعا در واقع حرف و تبلیغی نادرست و دروغی بیش نیست. چراکه وقتی ما ارزیابی می کنیم می بینیم که بعد ازجنگ جهانی دوم، 5/1 بار بیشترتولید کشاورزی درجهان برای مردم داریم. بدون این تراریخته ها ما در دنیا مسئله ی کمبود غذا نداریم .درواقع ما درقسمت توزیع عادلانه امکانات وغذا مشکل داریم یعنی اینکه توزیع وپخش مواد غذایی نادرست است وهنوزبا کمبود موادغذایی مواجه نشده ایم . از اینرو باید ایراد کار را در جای دیگری جستجو کنیم.
مسئله اینجاست که ما با تحقیقاتی که انجام دادیم می بینیم که با استفاده کردن ازتراریخته ها وترانس ژنیک فعلا راندمان بالا نرفته و استفاده ازسموم حشره کش هم کم نشده برعکس خیلی هم درگیرشده ایم حالا مجبوریم که برای آن محصول تراریخته خاص ازیک کارخانه ی مخصوص ،حشره کشی که با آن جوراست را خریداری کنیم. درواقع ، این تولید و وابسته های تولیدی آنهاست که خرید و فروش می شود. راندمان هنوزبالا نرفته وجالب اینکه وقتی دقت می کنیم می بینیم که همان شرکتهایی که 40 سال پیش حشره کش تولید می کردند همان شرکتهایی هستند که امروزه تراریخته ها را تولید می کنند وعلی رغم ادعای دروغین که گیاهان تراریخته احتیاج به حشره کش ندارند، حشره کش ها را هم با آنها تولید و به بازارعرضه می کنند. وجالب اینکه چون مردم جهان ازنظرزیست محیطی یکباره هوشیار شده وآلودگی حشره کش ها را اینجا و آنجا دیده اند، لذا آنها آمدند واین اختراع جدید را کردند که مثلا دیگر حشره کش مصرف نکنند ولی فعلا که داریم بیشتر حشره کش مصرف می کنیم وآنها هم سموم بیشتری به فروش می رسانند.
آیا مستنداتی وجود دارد که محققین و مدافعین وآنهایی که امروز پشت تراریخته ها قرار گرفته اند، هم آنهایی هستند که روزی پشت سموم شیمیایی ایستاده بودند؟
بله ، همین شرکت بزرگ مونتسانتو بود که عامل مخربی را به نام ناپالم درزمان جنگ ویتنام با آمریکا به وجود آورد. بدین ترتیب در مبارزاتی که پیش می آمد، چون آمریکاییها نمی توانستند به ویتنامی ها که درجنگل ها مخفی می شدند دسترسی پیدا کنند، این جنگلهای انبوه را با استفاده از بسیاری از تولیدات مونتسانتوازبین می بردند، تا بلکه بتوانند ویتنامی ها را از پا در آورند. آنها درانقلابها یا در جنگلهای مختلف ، تولیداتی داشتند که با کمک آنها مردم را قتل عام و نابود می کردند. در کشورهایی مانند الجزایر و ... این شرکتها برای قدرتهایی که به دنبال سود و منافع خود بودند، به ازبین بردن انساتها و منابع طبیعی همواره کمک می کردند.
خانم لوانشی به نظر شما بهترین راه عنوان و طرح کردن مسئله گیاهان تراریخته و گوشزد کردن مخاطرات و اثرات سوء آن روی سلامت طبیعت و انسانها، و با درنظر گرفتن این نکته که صرفا کشاورزان و تولید کنندگان مورد تهاجم نیستند بلکه مصرف کنندگان و کل اجتماع نیز مورد تهاجم اند، چه می باشد؟
بر اساس تجربه ای که در الجزایر داشتم و جلسات بسیار مختلفی که با اقشار مختلف مردم داشتیم، وقتی به صورت منطقی و با دلیل و برهان برایشان حرف زدیم، تعداد خیلی زیادی از اینها که صحبتشان را کردیم، فهمیدند و قبول کردند و کاملا احساس کردند که باید خیلی دقیق شوند و به همین راحتی تراریخته را قبول نکنند. من کارشناس و محقق این علم هستم ولی چیزی که هست ضد بیوتکنولوژی نیستم. به عبارتی با آن موافق هستم ولی جدا پیشنهاد می کنم قبل ازاینکه بخواهیم این تراریخته را دربازار وارد کنیم، باید سالهای سال کنترل شده باشد و بدانیم که اثرات منفی نخواهد گذاشت و ارزیابی زیست محیطی محکمی انجام شود و نیزایمنی زیستی در نظر گرفته شود. بااینکه من یک محقق هستم وبه بیوتکنولوژی هم اعتقاد دارم ، ولی این اتفاقی است که رخ داده و یک عده ی بسیار کوچکی با این تحقیقات راضی و توجیه شده اند. ما باید به جایی برسیم که برای بهتر شدن سلامت بشریت وطبیعت به طور واقعی تلاش کنیم و این چیزی است که اگر رعایت نشود، من هم نمی توانم با آن موافق باشم.
خیلی متشکرم، سوال دیگر من این است که دولتها برای اینکه که مثلا ازعلم و تکنولوژی روزعقب نمانند و دچار اتهام عقب افتادگی نشوند، خیلی تمایل دارند که به سراغ تراریختها رفته و در این زمینه بسیار سرمایه گذاری کنند، آیا به نظر شما، این حرف درست است و چه راه حلی برای متقاعد کردن و گوش زد کردن مخاطرات به دولتها وجود دارد؟
کاملا درست است و من اصلا موافق این نیستم که ما به خاطراینکه شبیه کشورهای دیگرباشیم، دست به اینکاربزنیم. حتی دیده شده که خیلی ازکشورها ، ژنهای کشورهای دیگر را آورده وروی بذرهای خود سوار کرده اند و خطرآن را درک نمی کنند. ممکن است 20 سال دیگرهمان کشور و به ازای هرژن ویا هر بذری که خرید و فروش کرده، بها ی سنگینی را باید بپردازند. نیازی نیست که کارهای وارداتی درکشور انجام دهیم. احتیاجات واقعی کشورمان را درنظر بگیریم ودرارتباط با آن و با سواد وعلم ودانش خود مان به طرف یک حرکت تحقیقاتی،ولی همواره با حفظ امنیت زیستی حرکت کنیم. درست است من قبول دارم که باید خیلی دقت کرد. درجواب قبلی فراموش کردم که بگویم خیلی مهم است که تفکر و فرهنگ جامعه را بالا ببریم و شاید بتوانیم با ترجمه ی موضوعات و اطلاعاتی که در جهان رخ می دهند و نیز با بیان این موضوع به طورمکرر و خستگی ناپذیر، موثر واقع شویم. من شخصا، یک موسسه درنروژ را خیلی قبول دارم. کارکنان آن ، افراد درستی هستند. آنها خواستند ماهی سالامون را ترانس ژنیک کنند ولی متاسفانه اثرات منفی و خیلی بدی ازخود برجای گذاشت واین موسسه خیلی راحت وفوری وبدون ملاحظه به دولت گفت که سریع جلوی این ترانس ژنیک را بگیرد ودولت اینکاررا کرد. باید بگردیم وبا موسساتی که کارکنان آنها افراد درستی هستند همکاری کنیم، نباید ترسید وباید دقیق بود .
این مهم است که یک محقق:
اولا باید فکرش خیلی باز باشد وببیند که احتیاجات کشورش چیست وکجاست و.
ثانیا اینکه حواسش جمع باشد که آن چیزی که درآزمایشگاه آزمایش می شود ، اجباراً واجمالا نمی تواند حتما راه حلی برای رفع گرسنگی و فقر و تولید خوراک ویک الگوی قطعی برای بشریت باشد و حتما باید 8 الی 10 سال درآن مکان روی آن موضوع کار کنند وبعدا این مواد را وارد بازارکرده و خرید وفروش کنند.
ما باید تفکرمان را تغییر دهیم. متاسفانه بعداز این جنگ جهانی،همه فکر می کردند که با کشت بی حد و اندازه می توانند جواب بگیرند ولی هیچگاه اینچنین نشد. من اعتقادی به کشاورزی بزرگ وبی اندازه ندارم، من کشاورزی خرده پا را که بتواند با تنوع به تولید خود، ادامه دهد بیشتر ترجیح می دهم . چرا که می توانیم با آن خود وکشوررا نجات دهیم.
خانم لوانشی می خواستم نظرتان را راجع به رابطه ی میان تجارت جهانی و کشاورزی صنعتی و یا گیاهان تراریخته بدانم ؟
به نظرمن تجارت جهانی، تله ی بسیار بزرگی برای کشورهای جهان سوم است ومتاسفانه دولت ها متوجه این موضوع نیستند. حالا چرا تله است ؟ برای اینکه تنوع زیستی درکشورهای جهان سوم وتکنولوژی درکشورهای پیشرفته قرار گرفته است. بنابراین، این کشورها نیاز دارند که به تنوع زیستی ما دسترسی پیدا کنند. وبا این شوخی بزرگ(تجارت جهانی) دسترسی آنها به جهان ما کاملا آسان می شود. به واقع دزدی بیوتکنولوژیکی به راحتی انجام خواهد شد وسالهای بعد یک دفعه به خود می آییم وکشاورزهای خرده پا دیگرهیچگونه جائی برای زندگی نخواهند داشت وآنها راحت می توانند تنوع زیستی مارا دستکاری کنند.
پس برای اینکه بتوانیم در جلوگیری ازاین غارت تنوع زیستی قوی باشید، باید ازبیوتکنولوژی ژنتیکی شناخت کافی داشته باشیم تا بتوانیم به واقع بفهمیم که چه بلایی بر سرمان می آید. وبتوانیم یک امنیت زیستی قوی داشته باشیم. کشورهای ما باید ازهمه چیزشناخت کافی داشته باشند تا نتوانند هرچیزی را به آنها تحمیل کنند.
متاسفانه مراکزعلمی و دانشگاههای، بیشتردرجهت تولید و تکثیرگیاهان تراریخته (GMO)ها قدم بر می دارند و به ندرت استادان ودانشجویانی پیدا می شوند که ازبحث ایمنی زیستی ومخاطرات گیاهان تراریخته صحبت کنند .من نمی دانم درهمه دنیاهمین طور است یا خیر؟ نظرتان دراین رابطه چیست وچه پیشنهادی دارید؟
به نظرمن، مسئله ی مهم این است که متاسفانه درجهان تعداد محققینی که هوشیار بوده و متوجه باشند که این تکنولوژی باید در جهت نجات بشریت باشد، بسیار کم می باشد. از اینرو به این دلیل است که تعدادمان کم است، شدیدا احتیاج به جوامع محلی و مردم داریم تا بتوانیم قوی و قوی تر شویم و قادر باشیم این حرفها را به گوش مردم برسانیم و راهی را برویم که اگر می خواهیم این تکنولوژی را داشته باشیم به ضررکشورهایمان نباشد. اگرمحققین، مانند من نباشند وبخواهند واقعا برضد کشورومردمشان باشند، باید با آنها مبارزه کرد چراکه برای تحقیق ملی درواقع این سهم و پول مردم هست که به من می دهند تا این تحقیقات را انجام دهم. به همین دلیل باید حواسمان جمع باشد. چیزی که بیشترمن را می ترساند حتی بیش ازتراریخته ها، این تکنولوژی جدید یعنی این نانوتکنولوژی است که می تواند خیلی وحشتناکتر و خطرناکترباشد، چون ازطریق آن می توانند یک ژن به وجود بیاورند و وقتی این ژن از دست شما فرارکرد هیچگونه کنترلی روی آن ودرنتیجه روی تنوع زیستی خودتان نخواهید داشت. بنابراین، خوب است که به زبان ساده مردم جهان را ازاتفاقاتی که برایمان رخ میدهد کاملا واقف سازیم .این نوع جدید استعمار یعنی استعمارغذاست که کنترل غذا را از دست جوامع درمی آورد وبه دست یک عده افرادی که هویتشان معلوم نیست می اندازد. از اینرو خیلی باید دقت کرد.
برای من یک مثال زنده است که اگر بدین شکل پیش رویم، وقتی تکنولوژی ها خیلی قوی شوند، انسانها دیگرهیچ کنترلی روی خوراک خود ندارند. برای آنها تصمیم می گیرند که چه چیزی تهیه کنند،چه چیزی بکارند وچه چیزی بخورند. اکنون برای من حادثه ی کاترینا زنده شده. گردباد لویزینا که سال گذشته، آمریکا را درنوردید، یک عده آدمی که گرسنه نبودند ولی چون به آنها غذاهای آماده ، وناسالم (غذاهای صنعتی یا تراریخته) داده بودند و به شدت چاق وفربه بودند، نتوانستند ازخودشان دفاع کنند. ما نباید بگذاریم که چند شرکت بزرگ چند ملیتی، اینگونه ما رابسادگی تحت کنترل بگیرند و باید خود زندگی و نوع خوراک مان را به دست بگیریم.
اکنون می خواهم نظرتان را در رابطه با تولید وتکثیر گیاهان تراریخته با کشاورزی خرد (کشاورزی خرده پا)بدانم ؟
به نظرمن، چنین چیزی امکان پذیر نمی باشد. زمین کشاورزخرده پا، هم کوچک است و هم زمین خوبی نیست. برای کشت تراریخته ها باید زمین خوب و قوی باشد و زیاد آبیاری شود. بذرتراریخته هم خیلی گران است. ازاینرو، فکرنمی کنم این کار واقعا عملی باشد.
اما منظور من این بود که اگر کشاورزی ومحصولات تراریخته به کشت صنعتی وانبوه برسند و فر اگیر شوند، چه تاثیرسویی روی کشاورزی خرد می گذارند؟
یکی از معضلاتی که جهان باید منتظرش باشد این است که وقتی این محصولات تراریخته رشد کنند، متاسفانه دیگر جایی برای کشاورزی خرده پا نخواهد بودو اغلب، مسائل اقتصادی – اجتماعی این افراد به حاشیه شهرها و حلبی آبادها می انجامد و احتمال یک فاجعه را نباید نادیده گرفت. آنچه حائز اهمیت است، امنیت زیستی است که:
ابتدا در خوب نگهداشتن تنوع زیستی و،
دوم قوانین کشاورزی نقش اساسی دارد. ما باید راهی پیدا کنیم که کشاورزی به شکل درست انجام شود وشانسی که می توانیم داشته باشیم این است که با اجرای قوانین درست ایمنی زیستی، شاید بتوانیم ازیک مقدار ریسک وخطراتی که کشت های عظیم تراریخته به وجود می آورند، جلوگیری کنیم.
ممکن است توضیح مختصری از پروتکل ایمنی زیستی( کارتاخنا) ارائه دهید؟
این پروتکل، حداقل استاندارد ایمنی زیستی را درسطح بین المللی تعریف می کند .حالا چرا حداقل؟ چونکه این پروتکل بیشتر منابع ژنتیکی ومونوزیستی را حفظ می کند. درحالیکه این فقط یکی ازچیزهایی است که باید حفظ شود وما می توانیم بگوییم درست است که مامی خواهیم منابع ژنتیکی خود را حفظ کنیم اما این نظام کشاورزی است که منابع ژنتیکی را به وجود آورده است. بنابراین هم این نظام باید حفظ شود هم نظام کشاورزی خرده پا و هم حقوق کشاورز که این زحمت را متحمل می شود باید مشخص شود تا بتوانیم آن منابع ژنتیکی را حفظ کنیم.
سه نکته ی خیلی مهم در مورد این پروتکل وجود دارد:
نکته ی اول اینکه تراریخته ها با گیاهان معمولی، تفاوت اساسی دارند،.
نکته دوم اینکه تراریخته ها، ریسک ومخاطراتی برای محیط زیست می توانند داشته باشند یا اینکه داراهستند و،
نکته سوم اینکه ،باید از زادگاه وزیستگاههای گیاهان مختلف، حمایت خاص به عمل آید به عبارتی قوانین خاصی حاکم شوند و تراریخته ها در این مناطق وارد نشوند زیرا که خطر خاصی درپی خواهند داشت.
اینها سه نکته مهم و اصلی پروتکل کارتاخنا بودند که به سه تکلیف یا مکانیزم و فعالیت منتج شد: یکی اینکه اگر کشوری این پروتکل را امضاء کرده باشد، هیچ تراریخته ای حتی یک بذر از آن نمی تواند همینطوری وارد کشور کند،
کشوری که این پروتکل را امضاء کرده باشند، باید یک نظامی برای مدیریت ریسک (ریسک ها ومخاطراتی که تراریخته ها با خود می آورند) داشته باشند همه ی کشورهایی که این پروتکل را امضاء کرده باشند، باید یک نظام یا چهارچوبی برای مشارکت و تنویر افکار مردم در امر ایمنی زیستی داشته باشد واین مشارکت واقعی باشد نه صوری.
من به عنوان آخرین سوال، می خواهم نکات و تذکرات فنی مهمی را که به نظرتان می رسد برای تولید کنندگان ،مصرف کنندگان ودانشجویان ذکر نمایید؟
من فکرمی کنم که نقش اصلی و اساسی را خود کشاورزان(آنهائی که گیاهان غیرتراریخته می کارند) دراین رابطه ایفا می کنند. نباید خیلی وحشت کرد. چرا؟ چون همانطور که در اول مصاحبه گفتم کمتراز1% کشاورزی امروزدنیا به تراریخته ها تعلق دارد. پس شما هنوزوقت آن را دارید که نقش خود را خوب بازی کنید و روشهایی پیدا کنید که راندمان را بالا ببرید. تجربه به من نشان داده که اگر کشاورز، زمین خوب و تولید خوب داشته باشد، هرگزبه سمت تراریخته ها نخواهد رفت. ازاینرو باید به کمک محققین وعلما راه های تولید ارزان و راندمان خوب را پیدا کنیم. آنچه می توانم بگویم این است که ما نمی توانیم ازبالا به کشاورزان دستوربدهیم. مهم آن است که باید مردم را با زبان ساده و وسائل مختلف (ابزارهای گوناگون) هشیارکرد. به عنوان مثال، اکنون دراروپا 80% مردم، مخالف تراریخته هستند. شرکتهای چند ملیتی با این تبلیغات گسترده ای که می کنند، به این نتیجه رسیده اند که دراروپا بازارشان اینقدررونق نخواهد داشت. چرا که افراد درآنجا روزبه روزهوشیارترمی شوند. اما درکشورهای جهان سوم به دلیل آنکه هنوزسطح آگاهی مردم، آنقدربالا نمی باشد وحتي تصمیم گیرنده ها، خیلی هوشیارنیستند، این شرکتها، خیلی راحت می توانند بازارشان راپیدا کنند به عبارتی امید آنها به جهان سوم است. بنابراین، آگاهی، فرهنگسازی وهشیاری مردم و مسئولین نقش بسیارعمده ای دراین زمینه خواهند داشت. البته درصورتیکه با مردم به سادگی و به زبان خودشان صحبت شود.

مترجم: خانم د کتر رضوی

تصاوير كشت ارگانيك گلخانه اي