و دوباره رمضان ، ماه عشق بازی با معبود فرا رسید . ماه نزول برکات خداوندی ،ماه بخشش و عطش دیدار ، سی فرصت طلایی برای جبران و سی هدیه آسمانی برای درمان . و باز هم پهن شدن سفره های اخلاص و ایمان و کرامت یار . آش رشته و ریحان و نان گرم ،و شوری وصف ناپذیر در میهمانی او . و نوای دلنشین ربنا هنگام افطار ، و مادرم که گوشه چشمانش دوباره خیس است و پدر که در حال دعاست . به خود نگاه می کنم ، به این تن سیاه و سراسر گناه ،و فریاد می زنم ندای ندامت را که ای مهربان ببخش مرا از کرم بی مثالت ، و رها کن مرا در دریای بی کرانت ، آری امیدم به امید توست ، به خصلت پاک ذات تو که همان رحمان و رحیم است . دوباره ماه رمضان و عرش و در هایی باز به وسعت بهشت و غل و زنجیر هایی بسته به پای شیاطین و کفار . و عطر خوش گل نرگس در همین حوالی خوب که گوش کنی از سر گلدسته ایمان بانگ اذان را خواهی شنید ،و تو با دلی شکسته و چشمانی لبریز از اشک با یک دنیا عشق افطار می کنی و از خدا طلب بخشش ،تو نیک می دانی که او بخشنده است و مهربان و خداوند بس بزرگ است و رحیم .