وارد پایگاه مهرآباد که میشدیم بعد از درب ورودی اصلی و طی یک مسافت سیصد چهارصد متری درب دیگری وجود داشت که پرسنل فنی ازآن به محل کارخود میرفتند. معمولا با نشان دادن کارت شناسائی از این در عبور میکردیم ولی یک روز صبح که مثل همیشه عازم محل کار بودم دیدم صف نسبتا طویلی تشکیل شده و عوامل دژبان بعد از بازدید بدنی کامل پرسنل اجازه عبور میدهند. در جلوی من یک پیرمرد بود که ناهارش را داخل یک قابله در دستمال با خود حمل میکرد وقتی نوبت بازدید اون رسید مسئول بازرسی به صورت آمرانه ای به ایشان گفت دستمال را باز کن تا ببینم داخلش چی داری پیرمرد هم که کمی عصبانی به نظر میرسید با لحنی تمسخر آمیز گفت پدر جان بنی صدر دیشب با جامبوجت فرارکرده تو توی قابلمه منو میگردی !